تبليغاتX
هانی نامه


به دو عزيزي كه هيچگاه نوشته هايم را نديده اند مادرم پدرم**

برای او که نگاهش را می شناسم

 

سلام شهر کبود و بی دریا

 دلم برایت تنگ نیست!

اما تو...

 دلم برایت تنگ است

 من و تو  

وقت به هم رسیدن

همیشه دستپا چه ایم!

 وسعت دلتنگی هایمان در سکوت

و عاشقانه هایمان  در لمس دستها

معنا پیدا می کند 

گریز نگاهت شرم ازسخن دارد 

و گرمای دستت شوق فریاد!

 ولی من می گویم

که دلم برایت تنگ است

 

نوشته شده در یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 22:20 توسط هانی .ف نجفی |

! از جنس هيچ كس
درباره وبلاگ


هانی نامه!... دست نوشته هایی از دستی خالی! بی هیچ ادعایی .در جستجوی افسانه ای فراموش شده بین من و تو . اشاره ای مبهم به سادگی و دلتنگي ! سخنی که شاید مضمون بی قراری تازه ی ما باشد! ... حکایتی از لحظه های کوچک اما ماندنی در سکوت کوچه پس کوچه های وبلاگ! با حرف هايي كه هميشه در گلو جا مي مانند ...
هانی . ف نجفی



نويسندگان

هانی .ف نجفی



جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان