تبليغاتX
هانی نامه


به دو عزيزي كه هيچگاه نوشته هايم را نديده اند مادرم پدرم**

به افسانه ناوران

 کنار ساحلی !

اما موج ها سهم من ست  

 کجایی؟ 

 که هوایم بی سبب گریان ست 

 برای چیزی که سهم  من  نیست  !

 در طواف کعبه  ی نمیدانم

تقصیر دل میکنم

زلف عشق ست یا هوس نمی دانم!

 ولی محکوم به کوتاهی ست

 ناخن خشم ست یا حسد آنهم  رفتنی ست

در  این گردش دور از هیچ است تا حیرانی

    فقط نمی دانم

 بعد این طواف به کدام سعی دچارم!

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 18:18 توسط هانی .ف نجفی |

! از جنس هيچ كس
درباره وبلاگ


هانی نامه!... دست نوشته هایی از دستی خالی! بی هیچ ادعایی .در جستجوی افسانه ای فراموش شده بین من و تو . اشاره ای مبهم به سادگی و دلتنگي ! سخنی که شاید مضمون بی قراری تازه ی ما باشد! ... حکایتی از لحظه های کوچک اما ماندنی در سکوت کوچه پس کوچه های وبلاگ! با حرف هايي كه هميشه در گلو جا مي مانند ...
هانی . ف نجفی



نويسندگان

هانی .ف نجفی



جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان