تبليغاتX
هانی نامه


به دو عزيزي كه هيچگاه نوشته هايم را نديده اند مادرم پدرم**

 

 

روز پاره

 شب دیوانه

مرگ نسل اقاقی

نفس در قفس

 وخدا...؟

 گردبند شانس دختری هر جایی

اتفاق زرد

 زخمی بی مرهم

  رویش عفونت!

تقابل درد و زندگی

و خدا...؟

 سیب سرخ  دختری هر جایی

بستر شب

 طراوت مرگ

 نجوایی نزدیک

 رنگ فریاد

و خدا ..؟

در آغو ش دختر هر جایی

هذیان خاطرات

صراحت وقاحت

 گلوی بسته

و خدا ...؟

مست قهقه ی دختری هر جایی

 عدالتی گنگ

 باوری مسموم

در میان واقعه ای ناباور

من بدنبالت!

 خدایا میدانم

 رفته ای

شاید امشب !

در خواب دختری هر جایی

 هانی 

نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1385ساعت 1:3 توسط هانی .ف نجفی |

! از جنس هيچ كس
درباره وبلاگ


هانی نامه!... دست نوشته هایی از دستی خالی! بی هیچ ادعایی .در جستجوی افسانه ای فراموش شده بین من و تو . اشاره ای مبهم به سادگی و دلتنگي ! سخنی که شاید مضمون بی قراری تازه ی ما باشد! ... حکایتی از لحظه های کوچک اما ماندنی در سکوت کوچه پس کوچه های وبلاگ! با حرف هايي كه هميشه در گلو جا مي مانند ...
هانی . ف نجفی



نويسندگان

هانی .ف نجفی



جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان