تبليغاتX
هانی نامه


به دو عزيزي كه هيچگاه نوشته هايم را نديده اند مادرم پدرم**

 

چیزی در درون ناپنهان من

در انتظار لحظه ی آشکاری است

ـ حسم را رها کرده ام

احساست را رها کن!

ببین چه پیش می آید؟

من امشب خواهم گریخت!

ـ به آنطرف

ـ به سمت

 آوازی

که همیشه در یادم هست

نوشته شده در شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 19:27 توسط هانی .ف نجفی |

! از جنس هيچ كس
درباره وبلاگ


هانی نامه!... دست نوشته هایی از دستی خالی! بی هیچ ادعایی .در جستجوی افسانه ای فراموش شده بین من و تو . اشاره ای مبهم به سادگی و دلتنگي ! سخنی که شاید مضمون بی قراری تازه ی ما باشد! ... حکایتی از لحظه های کوچک اما ماندنی در سکوت کوچه پس کوچه های وبلاگ! با حرف هايي كه هميشه در گلو جا مي مانند ...
هانی . ف نجفی



نويسندگان

هانی .ف نجفی



جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان