تبليغاتX
هانی نامه


به دو عزيزي كه هيچگاه نوشته هايم را نديده اند مادرم پدرم**

 

 

 امروز

 دخترك رفت

رقصان و چرخان

آنجا كه عشق هم بايد به آنجا می رفت

پس لبخند ميزنم!

 

امروز

به دخترک  گفتم برو!

وقتی كه باد اوج مي گرفت

 رفت !

با آوازي كه

 در صداي باد گم شد

 

دخترک رفت

تا بزرگ شوم

نمیدانم!

دلم برایش تنگ می شود؟

  هاني

نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 18:54 توسط هانی .ف نجفی |

! از جنس هيچ كس
درباره وبلاگ


هانی نامه!... دست نوشته هایی از دستی خالی! بی هیچ ادعایی .در جستجوی افسانه ای فراموش شده بین من و تو . اشاره ای مبهم به سادگی و دلتنگي ! سخنی که شاید مضمون بی قراری تازه ی ما باشد! ... حکایتی از لحظه های کوچک اما ماندنی در سکوت کوچه پس کوچه های وبلاگ! با حرف هايي كه هميشه در گلو جا مي مانند ...
هانی . ف نجفی



نويسندگان

هانی .ف نجفی



جستوجو گر




آرشيو موضوعات وبلاگ


لينك دوستان