به همين سادگي!
رد پايي در مسير نگاهم نيست
نگاهي را به خاطر نمي سپارم
از پيچ كوچه ي بايد ها
بدون پيچشي بيرون زدم
ساده تر از اين هم مي شد
همه چيز
را رها كرد
چشم ها را باید بست
و فقط پياله ي آبي
بدرقه ي سايه ها کرد
بيراهه ي باران گرفته
نثار قدوم آن كه اسير روياست
حيرت نمي كنم
اگر
لابه لاي كلمات من چيزي رصد نكني
ديگر الفباي من با تو فرق دارد
به همين سادگي
هاني