ياغي من!
از لهجه حريص باد حذر كن
كه من به آهي در هم مي شكنم
با من از هجوم فرياد نگو
كه اين بغض غرق باران ترانه ست و
بي تاب هنگامه...
از آبروي اشكهایم بگذر
كه گلوي بسته حرمت دار تمام دردهاست
و حريم خاموش حادثه ها!
تنها سهم من از تو آن است
كه قرار را به آهوي چشمانت باز پس دهم
خدا بزرگ است ميدانم
هاني